لرستان را نمیشود فقط دید؛ باید شنید، لمس کرد و مدتی در آن ماند. سرزمینی که کوههایش هنوز نام طایفهها را به خاطر دارند و رودهایش قصههای قدیمی را با خود میبرند. اینجا، زندگی همیشه در رفتوآمد میان طبیعت و تبار بوده است.
طوایف لُر، از لُرهای فیلی و بختیاری گرفته تا شاخههای کوچکتر، ریشه در همین جغرافیا دارند. کوه برایشان پناه بوده، دشت نان داده و رود راهِ زندگی را نشان داده است. هنوز هم میشود رد این پیوند را در سیاهچادرها، لباسهای محلی و شیوهی زیستن مردم دید؛ ساده، محکم و بیادعا.
جاذبههای لرستان چیزی فراتر از قاب عکساند. آبشار بیشه با آن صدای ممتد و خنک، انگار نفس کوه است. آبشار نوژیان از دل جنگل میریزد و طبیعت را به نمایش میگذارد. قلعهی فلکالافلاک، ایستاده بر بلندای خرمآباد، فقط یک بنای تاریخی نیست؛ حافظ قرنها مقاومت و زیستن است. درهها، پلهای سنگی، جنگلهای بلوط و رودخانهی کشکان، همه شاهدان خاموش تاریخ این سرزمیناند.
در لرستان، طایفه هنوز معنا دارد. احترام به بزرگتر، وفاداری به خانواده و غیرت نسبت به خاک، جزو چیزهاییست که آموزش داده نمیشود؛ خودبهخود منتقل میشود. همین پیوند عمیق است که باعث شده طبیعت این منطقه فقط یک جاذبهی گردشگری نباشد، بلکه بخشی از هویت مردمش باشد.
لرستان، سرزمین تضادهای نرم است؛ خشونت کوه در کنار لطافت آبشار، سختی زندگی در کنار گرمی آدمها. جایی که اگر یکبار پای صحبت مردمش بنشینی، میفهمی چرا طایفه، هنوز اینقدر مهم است و چرا این خاک، هنوز دوستداشتنی مانده.
تاریخ انتشار:15 دی, 1404
مقالات مرتبط رو حتما ببینید












