داستان فیلم «ماری آنتوانت» از این جا شروع می‌شود که خواهر امپراتور اتریش در اواخر قرن هفدهم میلادی، مورد توجه دربار فرانسه قرار می‌گیرد. به همین منظور او که هنوز ۱۴ سال بیشتر ندارد ،به این کشور می رود تا با لویی شانزدهم، ولیعهد ۱۶ ساله فرانسه ازدواج کند. گرچه ماری در ابتدای امر با محیط اطرافش مشکل دارد و خیلی ها نمی توانند او را به عنوان یک اتریشی تحمل کنند، اما کم‌کم او با رسم و رسوم فرانسوی خو می‌گیرد. چند سال بعد ولیعهد جوان به دلیل مرگ پدر، پادشاه فرانسه می‌شود و این آغازی بر شکل گیری انقلاب کبیر فرانسه است. «ماری آنتوانت »از یک سو دشمنان داخل دربارش را کنار می‌زند و از سوی دیگر به شاه پیشنهاد های عجیب و غریبی می دهد که بیشتر به ضرر طبقه عادی جامعه است. تمام این اتفاق ها باعث شورش مردم که ملکه را یک خارجی زورگیر و ستمگر تصور می‌کنند، می‌شود و در نهایت در سال ۱۷۹۳با پیروزی مردم، سر ماری آنتوانت و لویی شانزدهم با گیوتین از تن جدا می شود.
فیلم «ماری آنتوانت» چیزی بیشتر از یک سری تصاویر پر رنگ و لعاب بی محتوا نیست که فقط ما را با کاخ ورسای و ساکنان اواخر قرن هفدهم آن آشنا می کند، ولی نمی توانیم از صحنه های باشکوه، طراحی عالی لباس و دکور، موسیقی و بازی های نسبتا خوب، فیلم برداری و کادر بندی و نورپردازی استادانه این فیلم به راحتی عبور کنیم. تا جایی که آکادمی اسکار هم جایزه بهترین طراحی لباس سال ۲۰۱۳ را به میلنا کانونرو برای طراحی این فیلم داد .

میلنا-کانونرو

میلنا کانونرو طراح لباس

میلنا کانونرو در شهر تورین واقع در شمال ایتالیا متولد شد.او در جنوا به تحصیل هنر، تاریخچه طراحی و طراحی لباس پرداخت و خیلی زود در تئاتر کوچکی مشغول به کار شد. کانونرو به عنوان یک طراح با سلیقه در لندن، این فرصت را یافت تا با بسیاری از کارگردانان سینما، مانند هوگ هادسن ملاقات کند.
زمانی که او از مجموعه دیدن می کرد ،
با استنلی کوبریک ملاقات کرد،و پس از کمک کردن به کوبریک در زمینه های مختلف هم چون زمینه تحقیق و پژوهش و دوبله کردن فیلم ها، کوبریک نخستین شغلش را به عنوان طراح لباس به او پیشنهاد کرد.

میلنا کانونرو

میلنا کانونرو طراح لباس ایتالیایی

زمانی که او لباس های مناسب و پیش رویی را برای فیلم (پرتقال کوکی/ ۱۹۷۱) طراحی کرد، اعتماد کوبریک به او مورد تایید و تصدیق قرار گرفت.
پروژه بعدی استنلی کوبریک ،بر اساس رمان حماسی قرن هجدهم بود، که میلنا در این فیلم نیز، با خلاقیت لباس های عالی و باشکوهی را طراحی کرد و ثابت کرد در زمینه طراحی لباس تا حد بسیار زیادی دارای مهارت و استادی است. او در سال ۱۹۷۵ برای موفقیت خود در این فیلم ،نخستین جایزه اسکار خود را برای بهترین طراحی لباس دریافت کرد.
او پنج بار برای دریافت جایزه اسکار نامزد شده است. در هر کدام از این فیلم ها کارهای بی مانندو غیر قابل تقلیدکانونرو ، استعداد و هنر خلاق، هوش و ذکاوت او و تمایل او برای رسیدن به کمال دیده می شود .

موفقیت «ماری آنتوانت» سوفیا کاپولا فقط در این نیست که با وجود «تاریخی» بودن، درست در جهت فیلم شهری کاپولا عمل می‌کند، بلکه در این هم هست که خانم کاپولا حال و هوای کاملا متفاوتی برای کارگردانی صحنه های فیلم انتخاب کرده. و بیشترین موفقیت خود را مدیون طراحی بی نظیر لباس است.
این فیلم از نظر روایی مربوط به دوره روکو کو می شود. در «ماری آنتوانت »بیشتر از نقاشی با مداد رنگی و رنگ های متنوع به منظور افزایش سبک هنری دوره روکوکو استفاده شده .هنر غالب آن دوره در نقاشی با آب رنگ، سایه زنی های غلو شده و لعاب بود. توجه هنرمندان آن دوره بیشتر به زمان حال بود. آبی تیره ،قهوه ای، سبز، قرمز عمدا کنار گذاشته می شد، رنگ های آبی کم رنگ، صورتی ،سبز و سفید به منظور به تصویر کشیدن حقایق تاریخی بیشتر به چشم می‌خورد. میلنا استادانه با در نظر گرفتن مشخصه‌های اصلی آن دوره تاریخی توانست فیلم را به درجه ای عالی برساند. به هیچ وجه اغراق نیست اگر بگوییم که این فیلم نمونه ای کامل از یک فیلم است که به وسیله طراحی لباس چشم گیر خود توانست جایگاهی پیدا کند و در غیر این صورت شاید فیلمی ضعیف و سطحی به شمار می‌رفت.
خود میلنا می گوید: طراحی لباس در این فیلم بسیار خیره کننده و ظریف بود. برای نمونه لباس خود ملکه فرانسه، ماری آنتوانت، را که از دوخت های پیچیده و حجیم بهره می‌برد، می‌توان بررسی کرد. مثلاً برای طراحی لباس ملکه از ابریشم های گران قیمت و ناب استفاده کردیم تا بتوانیم شکوه و جلال هنر دوره روکوکو را نشان دهیم… جنس ابریشم مورد استفاده به حدی ناب بود که اجازه هرگونه خلاقیتی را به گروه طراحی لباس می داد. برای نمونه درصحنه عروسی ماری آنتوانت، ما برای طراحی لباس شب توانستیم از چین های پلیسه دار و حجیم استفاده کنیم و حلقه ای را برای دامن ملکه طراحی کردیم .با توجه به این طراحی،در نهایت به یک لباس شب فانتزی و مدرن رسیدیم. یقه های لباس به شکل مربع طراحی شد و در مجموع لباس توانست به طور کامل گویای زمان خودش باشد. تورهایی در اطراف یقه و گردن طراحی کردیم که از مشخصه های بارز دوره روکوکوبود. طراحی لباس فیلم بیشتر تزیینی بود تا ظرافت ، حساسیت و زینت گری سطحی زندگی را به جای ابهت و واقع‌گرایی مدنظر قرار دهد.
لباس شب کیسه ای یا رب ولانت از لباس های مرسوم آن دوره به شمار می‌آمد، اما به جای این که مستقیم از سرشانه ها پایین بیفتد، از هر دو طرف درز های پشت، دو برابر پیلی می خورد تا پشت لباس حالت آزاد داشته باشد. این نوع لباس شب مرسوم ترین لباس جاری در فیلم نیز به شمار می‌آمد.
در تزیینات لباس ها از خطوط منحنی و اشکال صدفی به رنگ های صورتی آبی و سبز روشن به وفور استفاده شده بود.

طراحی-لباس-فیلم-ماری-آنتوانت
مادام دوپمپادور ، معشوقه لویی پانزدهم، علاوه بر آن که محبوب بود، الگوی این سبک هم بوده است.
مردان هم در این دوره لباس فرانسوی به تن می‌کردند. این لباس شامل این بخش ها بود : کت قالب، کمر، جلیقه، شلوار سه ربعی که با آن جوراب سه ربعی پوشیده می شد و پیراهنی با یقه توری و چین دار و کراواتی که با ظرافت خاصی آن را گره می زدند.
هم زنان و هم مردان پودر مو، روبان، سگک روی کفش پاشنه بلند و لوازم آرایش به کار می‌بردند.
بعد از ۱۷۷۰ این سبک در لباس رو به افول گذاشت و افراطی‌گری های بیش از حد رایج شد.
کت هایی که در فیلم ،تن شخصیت های مرد می شود، بیشتر شبیه به کت قرون وسطاست. سر آستین های باریک یا یقه های مسطح و سر زانو هایی که روی شلوار دیده می‌شود. حتی کلاه گیس هایی که همه مردان بر سر دارند و عینک های بزرگ و کراوات هایی از جنس پنبه که جزو جنس های مورد علاقه آن دوره زمانی به حساب می آمد.
مردهای فیلم از آرامش خاصی برخوردارند که خواست خود سوفیا بود. بیشترین رنگ مورد استفاده در لباس های مردان سفید بود که در آن زمان استفاده زیادی داشت.
تیم طراحی لباس بیش از هر چیز تاکید بر این داشت که تا حد ممکن به فضای آن روز نزدیک شود ،به طوری که این نزدیکی به هیچ وجه یک کپی‌برداری صرف به حساب نیاید، زیرا وقتی مخاطب بی اختیار به صورت کلی به لباس ها نگاهی بیندازد، تاریخ آن دوره و فضای هنری روکوکو را در فکر خود تجسم کند. ولی جالب این جاست که هیچ کدام از لباس های فیلم به صورت مجزا نمونه ای کامل از لباس های آن دوره نیست و همه مربوط به ایده های خلاق تیم طراحی لباس است .
حتی لباس ملکه به حد کاملا مشهودی نسبت به لباس واقعی تلطیف شده بود و تیم طراحی لباس آن ایستایی و خشکی را که در واقعیت داشت، به چین های نرم و ملایمی تبدیل کرده بود. این لطافت نوعی مظلومیت و شیطنت به شخصیت ماری آنتوانت اضافه می‌کرد که خواسته خود سوفیا کاپولا بود. خود سوفیا معتقد بود که فیلم تاریخی نمی سازد و می خواهد ماری آنتوانت را در فضای امروزی تصویر کند. مثلاً از موسیقی‌های واگنر استفاده نمی‌کند، بلکه از موسیقی پاپ رایج قرن بیستمی سود برده است .طراحی لباس نیز در همین راستا عمل کرده و شاید خیلی راحت بتوان گفت با نگاهی به دوره روکوکو لباس های مجلل امروزی را طراحی کرده اند .ولی آن چنان خلاق و استادانه لباس ها طراحی شده که شکوه و جلال آن دوران را بهتر از مطالعات تاریخی بازگو کرده است .

به اشتراک گذاری

دسته‌بندی: لباس, مد و فشن
تاریخ انتشار:6 آذر, 1401

دیدگاه خود را بنویسید

16 + 17 =