با ماشین بنز سفیدش گل‌فروشی می‌کرد. گل‌های باغچه خانه‌اش را می‌چید و به گل‌فروشی خودش، نزدیک خانه‌اش چهاراه تخت جمشید که همان طالقانی الآن است می‌برد. اما مردم او را می‌دیدند و دورش جمع می‌شدند و آن دسته‌گل‌ها را برای جبران مهربانی مردم به آن‌ها هدیه می‌کرد.
در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۳۴۱ زلزله مهیبی به قدرت ۷٫۲ ریشتر، به ویرانی کامل شهر بوئین‌زهرا و روستاهای دشت قزوین انجامید. به پیشنهاد کیهان ورزشی و روزنامه کیهان قرار شد او برای زلزله‌زدگان کمک جمع کند و قبول کرد. پس صندوق به گردن از پارک ساعی در خیابان پهلوی سابق تا تالار کیهان در خیابان فردوسی را پیاده رفت. با بلندگو شخصاً از مردم می‌خواست تا به هموطنان زلزله‌زده‌شان هر چه در توان دارند، کمک کنند. زنان گوشواره و گردنبند و انگشتر و مردان پول اهدایی خود را به صندوق آویزان از گردن تختی می‌انداختند. واکنش‌ها چنان باورنکردنی بود که بلافاصله موج بزرگی از نیکوکاران به راه افتادند و ده‌ها کامیون به وی سپرده شد.
به او پیشنهاد تبلیغ عسل می‌دهند. می‌گوید: «من با خوردن عسل پهلوان نشدم! خاک و خُل خوردم و خوراکم نان و پنیر بود و با سختی‌ها ساختم و تمرین کردم تا به جایی رسیدم.»
خاطره‌ای را می‌خوانیم: او یک ماشین بنز ۱۷۰ داشت. همیشه برای تعمیر به تعمیرگاه نادر می‌آمد که مالکانش دو شریک بودند، علی و آوانس. مردمی که گرفتاری داشتند برای او نامه می‌نوشتند و به صاحبان این تعمیرگاه می‌دادند تا به دست تختی برسد.
یک روز در این تعمیرگاه نشسته بودیم که بدون ماشین آمد. گفتیم ماشین کو؟ آقا گفت: دیشب ماشین را دزدیدند.
یک هفته بعد، در تعمیرگاه نادر بودیم که چند نامه به او دادند. پهلوان در حالی که یکی از نامه‌ها را می‌خواند، یک دفعه خنده بلندی کرد و گفت: نامه آقا دزده است! نوشته ماشینت مقابل شیر پاستوریزه پارک شده و شرمنده‌ام که ماشینت را دزدیدم.
به همراه ایشان به محلی که سارق گفته بود رفتیم. ماشین آنجا بود، تختی دور ماشین چرخید و گفت: لاستیک‌ها، تودوزی، ضبط و همه چیز ماشین نو شده!
سارق بعد از اینکه فهمیده بود ماشین چه کسی را دزدیده از کارش پشیمان شده و برای عذرخواهی همه چیز ماشین را نو کرده بود. بعد که سوار ماشین شدیم، ایشان گفت: عمو حیدر! بیا مبلغی که برای ماشین من خرج شده را به خیریه بدهیم.»
این‌ها بخش خیلی خیلی خیلی کوچکی در چند خط ناچیز از رفتار، محبوبیت، درایت و نفوذ پهلوان ایرانی است. غلامرضا تختی که او را به پهلوان جهان یعنی جهان پهلوان تختی می‌شناسیم. کسی که هنوز می‌تواند الگوی خوبی برای رفتارهای ما باشد اما به چند نام کتاب یا خیابان و یک تندیس خلاصه شده است.

امضای-غلامرضا-تختی

به اشتراک گذاری

تاریخ انتشار:17 دی, 1402

یک دیدگاه

  1. عزیزی دی 23, 1402 در 4:37 ب.ظ - پاسخ

    هعی
    خداا بیامرزدت مرد
    منکه باورم نمیشه خودکشی کرده باشه.
    احتمالا یکیو فرستادن تا این یه دونه خوبترین رو ازمون بگیرن.
    خدا لعنت کنه هرکی خواست که تختی نباشه.
    گرچه هنوزم اسمش هست.
    سعی میکنم مثل تختی باشم،هرچند که خیلی خیلی خیلی سخته.

دیدگاه خود را بنویسید

13 − هفت =